تبليغاتX
حکایت نامه علی خیرخواه

در برنامه های تلویزیونی ایرانی رسم بر این است که بعد از تیتراژ ابتدای برنامه در یک پلاتو مجری می آید و بعد از سرودن  کلی شعر و غزل  از بیننده دعوت میکند به ادامه برنامه تماشا کند در این مطلب هم بنده با اقتباس از این روش  قصد دارم درباره مطلبی که در وبلاگ   قرار دادم توضیحات و تمجیداتی ارائه کنم تا در مخاطب محترم جذابیتی برای صرف وقت خود جهت خواندن این مطلب ایجاد شود . مسعود بهنود اسم نام آشنایی است

برای آنهایی که روزنامه خوان و یا کتابخوان حرفه ایی هستند میباشد   شاید بی گمان وی  یکی از تاثیر گذارترین نویسندگان در روند شکل گیری جریان ژورنالیستی مدرن در ایران باشد  اما حقیقت آن است که در جامعه ما روزنامه نگاری و خبرنگاری یکی از مشاغل بی نهایت حساس و پر دردسر محسوب میشود  و به همین دلیل او دیگر بین ما نیست . اگر روزنامه نگاری در راستای یک سوژه اجتماعی بر گرفته از واقعییات جامعه اظهار نظری بکند باید مراقب باشد که این اظهار نظر به کسی یا سازمانی یا جریانی بر نخورد و الا عاقبت کارش با کراما کاتبین است البته در این میان رسانه های ملی و دولتی  استثنا و خارج از بحث میباشند که شرایط زیست محیطی آنها فرق دارد  یک خبرنگار رسانه ایی میتواند صبح ساعت 8 وارد اداره اش شده

برگ آفیش دریافت کرده و جهت تهیه گزارش به طور مثال  از ریزش توالت خانه سالمندان کاج واقع در فلان خیابان اقدام می نماید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی خیرخواه در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 15:51 |

+ نوشته شده توسط علی خیرخواه در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 10:36 |

توجه بیش از حد متعارف به یک شخصیت موجب نخ نما شدن هویت واقعی  آن میشود؟؟ حیف از شخصیت بزرگی چون استاد مطهری ... ای کاش شهرداری تبریز در انتخاب اسامی برای بازارهای میوه کمی با تدبیر عمل کند    مگر شهید مطهری  رئیس صنف میوه فروشان بود که امروز اسمش  را به این بازارها مزین  میکنند واقعا کوته بینی تا چه حد

حال از ساندویچی سیدالشهدا و مبل یا علی می گذریم  یا به قول دوست عزیز امیر مرتضوی اسامی برخی خیابانها که مردم هنگام سوار شدن به تاکسی از سر و دهان این شخصیتها برای رسیدن به مقصد بهره می برند مثلا سر حافظ یا در زبان ترکی قطران آغزی

+ نوشته شده توسط علی خیرخواه در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 17:1 |

اولین دوره جشنواره رحمت

 

 

+ نوشته شده توسط علی خیرخواه در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 16:41 |

قدر بزرگان را بدانیم

این عکس مربوط به اولین دوره جشنواره رحمت تبریز است  جشنواره ایی که در اوان بهاری به خزان  نزدیک میشود

اخیرا با یک فیلمساز جوان ساکن تهران هم صحبت بودم  که گلایه های بی پاسخی داشت  

کاش دوستان با تعدادی از فیلمسازانی که جهت شرکت در جشنواره  بین المللی رحمت  به تبریز سفر کرده بودند صحبتی داشته باشند  و بدانند  که چه آبروریزی بزرگی صورت گرفت .      حال  جشواره رحمت  امسال اگر برای دومین بار پسوند بین المللی را یدک بکشد باز به سرنوشت پارسال دچار خواهد شد به قول  یکی از مستند سازان مطرح تبریزی م ح که  می گفت پسوند بین المللی برای جشنواره ایی که در هتل  درجه سه تلفن اتاق  میهمانان فیلمساز را قطع میکند  مبادا   هزینه زیاد شود یا دوست دیگری تعریف میکرد  که بعد از اتمام جشنواره فیلم مستندش را در دفتر کار خود برای  یکی از اعضا هئیت انتخاب جشنواره نمایش می دهد اما داور محترم در پاسخ به سوال فیلمساز که دلیل رد فیلم من چه عواملی بوده  مدعی میشود که اصلا در هئیت انتخاب این فیلم را ندیده است . زیاد نمیتواند دلربا باشد مسئولین  جشنواره فجر سینمای ایران هنوز بعد از گذشت چندین سال از برگزاری پسوند بین المللی را با احتیاط به کار میگیرند که به دام منتقدین گرفتار نشوند  در بین داوران جشنواره رحمت پارسال حتی یک داور خارجی حضور نداشت چند فیلم درو پیتی هم انتخاب کرده بودند که آن هم با زبان اصلی پخش شد نمی دانم هئیت داوران چطور قصه این فیلمها را فهمیده و انتخاب کرده   و جایزه داده که خود طنز مفصلی است با این حرف و حدیث ها امید است این کاستی ها تکرار نشود. و امسال با مدیریت جدید انجمن جشنواره حرفه ایی داشته باشیم   

+ نوشته شده توسط علی خیرخواه در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت 11:26 |