قربانعلی طاهر فر در جشنواره راه بران به نمایش در می آیند این فیلمها از مجموعه راه و به سفارش
اداره راه و ترابری تولید و آماده پخش شده است . http://www.rbfestival.ir/Works/
درباره فیلم مستند و عنکبوت آمد ساخته مازیار بهاری
ما عنکبوتیم
احمد میراحسان
آیا تا به حال فکر کردهاید که اگر یک عنکبوت بودید چه میشد؟ منظورم یک داستان کافکایی یا یک جهان سوررئال سامسائی یا فضای فیلم مرد عنکبوتی نیست. این پرسش و این احساس برآمده از تماشای یک فیلم مستند است. مستندی درباره قاتلی که فکر میکند خدا موافق اوست چون پس از قتلها باران میآید در حالی که مدتها خشکسالی بوده است!! به طور مستند هرگز فکر کردهاید یک عنکبوت بیاید؟ من حین تماشای و عنکبوت آمد این را حس کردم.
یک قاتلِ چی؟ یک قاتل بالقوه؟ ... نه! شما و عنکبوت آمد را ندیدهاید. شاید شما هم بعد از دیدن فیلم مستند مازیار بهاری در احساس من از خودم، از دیگران، از بسیاری کسان دیگر، همین آدمهای متین، معقول، مهربان و موقر دور و برمان شریک شوید. ما بالقوه قاتلیم. با سکوتمان. با تائیدمان، و با فقدان حیرت از رویش جنایت کنار گوشمان. فیلم مازیار بهاری هیچ نباشد، به طور معجزآسایی تو را و مرا و او را به یک عنکبوت بدل میکند.
شما در این فیلم قاتل زنانی را میبینید که از زور فقر به فاحشگی مشغول بودهاند. این را نه من که روحانیای میگوید که در فیلم با او مصاحبه میشود. از فرط فقر! او بر خلاف انتظار جنایت مرد عنکبوتی را محکوم کرده است! امّا در فیلم بسیاری از آدمهای خوب، شهروندهای محترم و بیگناه و عاقل و بالغی هستند که با حنائی، قاتل زنان بدکاره، از ته دل توافق دارند و مثل او میاندیشند. فیلم از این بابت یک اثر گزارشی شاهکار است که بسیار فراتر از تصویر خنثای ثبت غیرخلاق جهان پیرامون میرود. اگر منظور از ثبت خلاق امر واقع همان کار نمایشی و گاه متظاهرانه و همان ارزشهای حاصل از استتیک کلیشهای در یک آفرینش مستند با ظرایف و جزئیات استعاری، شاعرانه، و مهارتهای کلاسیک در کادربندی بصری باشد، نه، و عنکبوت آمد در پی آن نیست. برعکس، فیلم سادهای است که به سادگی ماجرا و سوژه هولناکش را روایت میکند. امّا ظرایف عالی فیلم در آنجاست که شما میبینید تا حد ترسناکی آدمهای معمولی “حنائی”اند و حنائی آدمی معمولی است. کسانی که شایدخود خرید زنان فاحشه را برای مردان عیب نمیشمارند، کسانی که به سادگی و بدون درک هزار و یک عامل در تنفروشی زنان، با تبختر اخلاقی و بسیاری اوقات ریاکاریشان، آنان را چون سگ هاری شایسته مرگ خواندهاند، در فیلم از کار قاتل عنکبوتی دفاع میکنند. همه مردان نیک و اخلاقی قاتل!
اهمیت کار مازیار بهاری آن است که جامعهای را نشان میدهد که:
ــ با تشویق و تائید این قتلها، حنائی را در کارش جریتر و مفتخرتر و ثابتقدمتر میکند. رجوع کنید به لذّتی که حنائی از شنیدن داوری مردم وقتی که به صحنه کشف اجساد سر میزند. جامعهای مرد سالار که زنان را مسئول فساد جامعه میداند.
ــ در اواحساس قهرمانی و آمادگی برای دفاع پیگیری، دفاع علنی و ..... کار افتخارآمیزش به وجود میآورد. تا جایی که حتی میخواهد دستگیر و شناخته شود!
ــ پسر کوچکش را که در آغاز از فرط هراس از قتل و جنایت باورنکردنی پدر بهتزده بوده، وا میدارد که پدر را قهرمان بداند و با افتخار از کار او حرف بزند و طوطیوار آنچه را که به او گفتهاند و در ذهنش کردهاند تکرار کند. یعنی آمادگی برای ادامه راه پدر جهت قتل زنان به خاطر آن که مردان را شیطانوار وسوسه نکنند و جامعه را از لوث وجودشان پاک نمایند.
و عنکبوت آمد قراردادهای یک فیلم گزارشی را به درستی رعایت کرده و از وسوسه تصاویر تزئینی خود را رهانده است. برخلاف نظر پارهای از دوستان، به هیچ وجه فیلم شلختهای نیست، بلکه سیالیت و رها بودن تصویر از کادرهای شیک و پیک، به آن زندگی و طبیعتی ساده داده است.
اگر فیلم را ببینید، در لحظات فراوانی از اینکه در جهانی چنین خشونتبار و بیخرد زندگی میکنید میلرزید. دختر زن مقتولی که اصرار میورزد مادرش بیگناه بوده و میخواهد خبرنگار شود تا حقیقت را در کتابی گرد آورد.
از سوی دیگر حضور پرغرور کسی که زمانی در جبههها از مرزها دفاع کرده و حالا طبق آموزههایی کور و نادرست و پرسوء تفاهم از خدا و دین و اسلام، فکر میکند با قتل سرخود و جنایت از مرزهای اخلاقی جامع دفاع میکند، یعنی حنائی قاتل، تاثربرانگیز است. همین طور آن شرایطی که به حنائی و تمام مردانی که در فیلم از او دفاع میکنند ختم شده و دید و درکی خشونتبار از خدا را رواج داده.
در این فیلم میبینیم که همسر و مادر و همسایه و فرزند قاتل که از او قهرمان میسازند، امّا آن مرد ساده زحمتکش، پدر همسر حنائی که با نفرت و قلبی روشن و فطرتی حکیمانه جنایت مرد را محکوم میکند و ...
در یک کلام، این احساس که حنائی یک فرد نیست، بلکه میتواند خود من و شما باشیم هراسانگیز است.
اینها همه و همه از تصاویر ساده و بی ادعای یک فیلم گزارشی ساطع میگردد. این فیلم بسیار پرارزش است و مطلقاً اثر شلختهای به شمار نمیآید. ما باید تعریفمان را از شلختگی عوض کنیم.






از ازدواج انقلابي تا ازدواج سياسي
مهدي و اميرحسين معتقدند كه ميان سالهاي 1368 تا 1384 در ايران داييسالاري حاكم بوده است چرا كه آنان دو دايي دارند كه از سال 1368 تا سال 1384 بر ايران حكومت ميكردند. دايي پدري آنان اكبر هاشمي رفسنجاني بود كه از سال 1368 تا سال 1376 رئيسجمهور ايران بود و دايي مادري آنان سيدمحمد خاتمي بود كه از سال 1376 تا سال 1384 رياستجمهوري ايران را بر عهده داشت.
ادامــه مـطـلـب








